شعر و شعور

یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها

خدمت همه ی دوستان عزیز سلام عرض می کنم. همانطور که پیش بینی کرده بودم در ایام تعطیلات و حتی دوره ی نقاهت بعد از آن، فرصتی برای نوشتن و به روز کردن سایت نداشتم. درست تر آنکه بگویم: حرفی برای گفتن نداشتم. و وقتی کسی حرفی برای گفتن ندارد، نیکوست که خاموش باشد!

اما امروز، روز دیگری است. سالروز شهادت بی بی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، است و نمی توان از این مناسبت بی توجه گذشت. فرصت را مغتنم می دانم و شما را به خوانش شعری از استاد غلامرضا سازگار در رثای آن بانو دعوت می کنم:

شکسته بال و پری ز آشیانه می بردند

تنی ضعیف، غریبان به شانه می بردند

جنازه ای که همه انبیاء به قربانش

چه شد؟ که هفت نفر مخفیانه می بردند

مدینه! فاطمه را روز روشن آزردند

چرا جنازۀ او را شبانه می بردند؟

ز غربت علی و قصه‏ ی در و دیوار

به دادگاه پیمبر، نشانه می‏بردند

به جای گل که گذارند روی قبر رسول

برای او، اثر تازیانه می‏بردند!

سزای آن همه احسان مصطفی، این بود!

هنوز هم کفن آن شهیده خونین بود!

 

ضمنا دوستان عزیزم را به خواندن خطبه فدکیه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و تدبر در آن دعوت می کنم. امیدوارم این توفیق را داشته باشم که در روزهای آتی مطلبی راجع به درس هایی که از این خطبه می توان آموخت بنویسم و تقدیم بکنم. تا خدا چه خواهد.

 

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن