گفتگوهای تنهایی

عاشقان عیدتان مبارک باد

حدود ۱۵ ساعت به لحظه ی تحویل سال ۱۳۹۲ شمسی باقی مانده است. حال که در آستانه ی سال جدید ایستاده ام و به روزهای پر افسوس پشت سر نگاه می کنم، یاد برخی از رفتگان دلم را می لرزاند:

«خانم ننه» ریش نورسته ام را نوازش می کند و قربان صدقه ام می رود. «محبوبه ننه» روی پله ی اتاق محقرش ایستاده، به چشمانم زل زده و لبخند ملیحی بر لب دارد. هنوز هم نگاه «حاجی بابا» سنگین است…

محبوبه ننه

چشم بر میگردانم و به آینه ی روبرو دزدکی نگاه می کنم. سفیدی موهای صورتم آنچنان نیست که به چشم نیاید!

صدای شادی سیده زهرا به گوش می رسد. چند شب پیش جشن تولد شش سالگی اش بود. شش سال؟!

DSCF6229

شناسنامه ام؟!

دروغ می گوید. من هنوز از کودکی ام سیر نشده ام. من هنوز دل سیر روی خاک ها غلط  نزده ام. هنوز دل سیر آب بازی نکرده ام…

تو من را ـ این مرد گنده را ـ اندازه ی پاره کاغذی قبول نداری؟ شناسنامه دروغ می گوید. آینه هم؛ آینه هم دروغ می گوید. این ریش سفید زبر مردانه مال من نیست. من هنوز نرمی انگشتان «خانم ننه» را روی کرک نورسته ی روی صورتم حس می کنم. من هنوز از کودکی ام سیر نشده ام…

چشمانم می سوزند…

* * *

ببخشید که اندکی تلخ نوشتم. آغاز سال جدید، پایان سال گذشته است و نمی توان چشم را به گذشته بست!

* * *

مدتی است که به دلیل تراکم کارهای پایان سال، فرصت نوشتن نداشته ام. می دانم که تا پایان تعطیلات عید هم احتمال به روز شدن سایت بسیار کم است. پس از همین فرصت استفاده می کنم و آغاز سال نو را خدمت همه ی دوستان عزیزم تبریک عرض می کنم. امیدوارم آغاز سال ۱۳۹۲، آغاز روزها و سالهای نیکبختی و سرافرازی شما باشد.

446

در دو عالم جـلال ما زهــراست

رمـز تغییر حــال ما زهــراست

عیــد با فاطــمیه می آیـــد

ذکـر تحویل سـال ما زهــراست

 

عاشقان عیدتان مبارک باد

 

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

‫۲ نظرها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن