شعر و شعور

به دنبال خودم …

به هر در می زنم در پرده ای تو

نمی دانی چه با من کرده ای تو

دلم، تابوت احساس و دلت … دل؟

دلت را از کجا آورده ای تو؟

***

پر از سوزی، پر از آهی، غریبه

پر از دلشوره ی راهی، غریبه

دلم خشکید بر دستت، خدا را

بگو از من چه می خواهی؟ غریبه!

***

من و این شهر، هر سو با غم امشب

جدا افتاده از بیش و کم امشب

نه دنبال چراغ اینک، نه انسان

به دنبال خودم می گردم امشب

***

این سه دو بیتی را از مجموعه شعر «تو را می ریزد این باران» انتخاب کرده ام. اسلام انصاری فر، شاعر جوان ایلامی، در این مجموعه لحظات خوشی را برای خواننده رقم زده است.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

‫۳ نظرها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن