جادوگر شهر اُزسیاست و اجتماع

پا توی کفش کارتونیست ها!

 

Screenshot (60)

مدت هاست که تصمیم گرفته ام مطلبی راجع به «فیسبوک» و بطور اعم «شبکه های اجتماعی » بنویسم. امشب بجای متن ایده ای تصویری به ذهنم رسید که نمی دانم چقدر گویا از آب در آمده است. به هر حال طراح نیستم و این تصویر را هم به کمک نرم افزارهای کامپیوتری ساخته ام. ببخشید که پا توی کفش کارتونیست ها کرده ام!

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

‫۷ نظرها

  1. با قضاوت کردن درباره ی دیگران در واقع به توصیف خود می پردازید
    وین دایر
    فیس بوک خیابانی مجازی است که در آن بیش از ۵۰۰ میلیون نفر زندگی می کنند.در این خیابان انواع فاحشه خانه ها و قمارخانه هاوجود دارد و کافه ها و کاباره ها سرشار از آدم .
    اما در همین خیابان مسجد هم هست.کلیسا هم هست. شیخ و زاهد و عارف هم هست. طرفداران دین و شریعت هم صفحه دارند. طرفداران ولایت و امامت هم صفحه دارند. حزب اللهی دو آتیشه بیش از حد مجاز و بسیجی هایی که لایک خورشان کم ملس نیست.همه رقم آدم هست و حتی به نام بزرگان جهان و واین مملکت صفحات بسیار ایجاد شده است. این که شما از یک چاقو چه استفاده ای می کنید به شعور و مخ شما بستگی دارد.
    و انصاف در این است که عیب و هنر می را با هم بگوییم.
    خود پنداره (self_imaje) شما در حالتی که تصویر کرده اید نشان از یک کهن الگوی ذهنی(آرکی تایپ) دارد.
    هر کس حکایتی، به تصورِ “خود” چرا کنند؟!
    حافظ
    این که جمع کثیری آدم را این گونه ببینی و خشک وتر را باهم بسوزانی و لابد خودت را به صورت یک فرشته ی بالدار ببینی مرام “نارسیست” مسلکان است و با چنین انصاف و تصورات …

    خرد بی گمان نزد تو اندکی است .
    فردوسی
    و

    سر “بی علم “بدگمان باشد .
    اوحدی .

    آدم وقتی نقاشی می‌کند، چیزها را چنان که در حقیقت بیرونی وجود دارد، نشان نمی‌دهد، بلکه به گونه‌ای که آنها را در ذهن می‌بیند و به نظرش می‌رسد ،بیان می‌کند
    و بدین ترتیب چشم‌انداز دنیای درون خود را نمایان می‌سازد.
    گاه این دخالت درونی و ذهنی چنان قوی است که فرد صورت مدلی را نقاشی می‌کند، ناخودآگاه خطوط صورت خود را در آن به کار می‌برد و این همان چیزیست که در تستهای برون فکن روان شناسی از آن استفاده می شود.

    1. دوست فاضل و ارجمند، ممنون از نظر صریح و طولانی ات.
      و البته یک سوال کوچک:
      کارلو کلودی ـ نویسنده ای ایتالیایی ماجراهای پینوکیو ـ در بخشی از داستان، پینوکیو را تبدیل به خر می کند! این اتفاق در اثر فرار از مدرسه و بازی زیاد رخ می دهد و در نهایت منجر به تنبه پینوکیو می شود. در واقع نویسنده در قالب یک داستان کودکانه می خواهد به من و شما بفهماند که غرق شدن در بازی موجب تحمیق انسان می شود.
      آیا آقای کلودی با تبدیل کردن کودکانی که مشغول بازی در شهربازی هستند به همه ی ابناء بشر ـ که بی شک بخشی از زندگی خود را به بازی گذرانده اند ـ توهین کرده است؟
      مسلما که چنین نیست.
      خیلی ادیبانه و متمدنانه فرموده ای: «خر خودتی» و از این بابت گله ای نیست؛ ولی حداقل شما دوست فاضل مراقب باش که در دام فضل خود گرفتار نشده و غرق در بازی دیگر ساخته نشوی!
      باز هم ممنون.

  2. سلام ، اگه راجع به« فیسبوک » حرف میزدی بهتر بود البته اگه نقاشی بلد بودی مطمئنم نظرت مؤدبانه تر مطرح میکردی. انتقاد باید نرم ودلنشین باشه تابه دل بشینه، نه اینقدرتند وزننده که منی که انتقادتون قبول دارم موضع بگیرم .دستتون درد نکنهه پرمعنی بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن